روزها و سوزها
در حال هوای خودم می نویسم ... و اما دوستانی که لطف دارند مطالب من رو در وبلاگ یا سایت یا ...متعلق به خودشون می گذارند لطفا به من هم اطلاع بدهند یا رسم ذکر کردن منبع رو از یاد نبرند ....ممنونم
سر سفره باز ما اگر یا کریمی نشست نباید به او کیش کرد نباید دلش را شکست اگر گربه ای نیمه شب بیاید بگوید میو نباید به او فحش داد نباید لگد زد به او چرا باید از ما کنند کل و کبک و آهو فرار؟ در این قرن ما راستی چه مفهوم دارد شکار؟ بیایید روزی به مار بگوییم آقا سلام اگر بوسه اش نیش بود نگیریم از او انتقام کف کفش ما دفتری پر از نقش معصیت است لگد کردن مورچه چرا بی اهمییت است ؟ چرا کشتن یک مگس در این روزها جرم نیست؟ مگس که فقط چشم او جهانی ز تکنولوژیست چرا از طلا کمتر است بهای گل اطلسی؟ برای قفس داشتن ندارد مجوز کسی در این روزها که هنوز پر قو توی بالش است سر شانه هیچکس پرنده نخواهد نشست. ناصر کشاورز 
| Design By : Night Melody |
